|
|
اسم الکتاب: موسوعة الإمام الخميني ۴۶ (شرح چهل حديث( اربعين حديث))
المؤلف: الخميني، السيد روح الله
الجزء: ۱
الصفحة: ۴۱
معتقد به آن امرى كه ارائه مىدهد نباشد، از جمله منافقين است كه مخلّد در نار و هلاك ابدى از براى اوست، و عذابش اشدّ عذابهاست. و اگر معتقد باشد ولى براى اينكه در قلوب مردم رتبه و منزلت پيدا كند اظهار مىكند، اين شخص گرچه منافق نيست ولى اين ريا باعث مىشود كه نور ايمان از قلب او برود، و ظلمت كفر به جاى آن در قلب وارد شود؛ زيرا كه اين شخص گرچه در اوّل امر مشرك است به شرك خفى، زيرا كه معارف الهيه و عقايد حقّه را كه خالص بايد باشد از براى خدا- و صاحب آن، ذات مقدّس حضرت حق است- به مردم تحويل داده و غير را در آن شركت داده و شيطان را در آن متصرّف نموده و اين عمل قلبى از براى خدا نبوده- ما در يكى از فصول [1] بيان مىكنيم كه ايمان از اعمال قلبيه است نه مجرّد علم؛ كما اينكه در اين حديث شريف مىفرمايد: «هر ريايى شرك است»- وليكن اين فجيعه موبقه و اين سريره مظلمه و اين ملكه خبيثه بالاخره كار انسان را منجر مىكند به اينكه خانه قلب مختصّ به غير خدا شود، و كمكم ظلمت اين رذيله اسباب مىشود كه انسان بىايمان از دنيا برود؛ و اين ايمان خيالى كه دارد صورت بىمعنا و جسد بىروح و پوست بىمغزى است و مورد قبول خداى تعالى نشود. كما اينكه اشاره به اين فرموده در حديثى كه در كافى شريف از على بن سالم نقل مىكند: قال: سَمِعْتُ أَبا عَبْدِاللَّهِ- عليه السلام- يقولُ: «قال الله عز و جل: أنا خير شريك، من أشرك معي غيري في عمل عمله، لم أقبله إلاما كان لي خالصا» [2] . يعنى راوى گفت: «شنيدم حضرت صادق- عليه السلام- مىفرمود: خداى تعالى گفت:" من بهترين شريك هستم." كسى كه با من شريك قرار دهد غير مرا در كارى كه كرده است، قبول نكنم او را مگر آنكه براى من خالص باشد». و معلوم است اعمال قلبيه در صورت خالص نبودن مورد توجه حق تعالى واقع نشود، و او را نپذيرد و به شريك ديگر واگذار فرمايد، كه آن شخصى است كه براى نشان دادن به او عمل مىشود، پس اعمال قلبيه مختص به آن شخص مىشود، و از حد [1] مراد فصل بعدى «در بيان آن كه علم غير از ايمان است» مىباشد. [2] الكافي، ج 2، ص 295، «كتاب الإيمان و الكفر»، «باب الرياء»، حديث 9. |
|