|
|
اسم الکتاب: دروس هيئت و ديگر رشته هاي رياضي - جلد ۱
المؤلف: حسن زاده آملي، حسن
الجزء: ۱
الصفحة: ۷۷
چنانكه فلك در لسان روايت تعبير به قبه شده است در زبان سرايندگان نيز بسيار ديده مى شود : رودكى گويد : گنبدى نهمار بر برده بلند *** نش ستون از زير و نزد بر سرش بلند كه ناظر است به كريمه : الله الذى رفع السموات بغير عمد ترونها ( رعد 3 ) . و در ديوان راقم آمده است : شمس را ذره شعرى شمر از روى حساب *** خلقت و رفعتشان را نه طناب و عمديست و نظامى گويد : لاجرم اين گنبد انجم فروز *** آنچه بشب ديد نگويد بروز و فردوسى گويد : پديد آمد اين گنبد تيزرو *** شگفتى نماينده نوبنو سعدى گويد : لوحش الله از قد و بالاى آنسرو سهى *** زانكه مانندش بزير گنبد دوار نيست راقم گفته است : زان حسن و جمال غيب بى عيب است *** اين غنج و دلال گنبد دوار نيست مطلب ديگر : در دروس قبل دانسته ايم كه رسيدن مركز قرص شمس به دائره نصف النهار تعبير به موافات , و به رسيدن آن به خط زوال , و به وصول آن به وسط قبه , و به وسط سماء , و دخول آن در حلقه شده است . اكنون سخن ما اين است كه اين معنى در روايات تعبير به وصول شمس به كبد سماء نيز شده است . و شيرين تر اين كه در روايت , دائره نصف النهار تعبير به فلك شده است كه تو را رسد به جاى دائره نصف النهار گويى : فلك نصف النهار . العياشى عن زرارة قال : سألت ابا عبدالله عليه السلام عن هذه الاية : اقم الصلوة لدلوك الشمس الى غسق الليل ؟ قال : دلوك الشمس زوالها عند كبد السماء الى غسق الليل الى انتصاف الليل , الحديث ( مستدرك الوسائل ج 1 ط 1 ص 189 ) . ابراهيم بن محمد الثقفى فى كتاب الغارات باسنادة عن الاصبغ بن نباته قال قال على |
|