|
|
اسم الکتاب: طبيعيات دانشنامه علائى
المؤلف: ابن سينا
الجزء: ۱
الصفحة: ۳۸
بعضى از وى بگداختى [1] و بعضى نگداختى، زيرا كه [2] گرمى وى بيرون افتادى، و اندرون وى [3] فسردهتر شدى. و بايستى كه اگر سر برمه [4] گرم شدى- و بناگاه بشكستى اندرون وى سرد بودى؛ و ليكن نه چنين [5] است،- كه اندرون- و بيرون [6] گرم تر بود از آن كه [7] باوّل بود. و هم چنين- اگر كسى آب را بقوّت اندر مشكى [8] بجنباند- وقتى دراز،- همگى وى [9] گرم شود: اندرون- و بيرون، و نچنان [10] بود كه بيرون گرم بود [11] از جهت بيرون آمدن آتش، و اندرون سرد؛ بلكه هموار بود،- و چون هموار بود آتش اندر وى هموار بود، و چون هموار بود همان [12] بود- كه باوّل بود- پيش از [13] جنبش؛ الّا كه گويند كه جنبش آتش و را [14] گرم
[1] بعضى از بعضى بگداختى- ل. [2] ازيرا كه- ط- كب،- زيرا كه كه- ه. [3] و اندر وى- ق- م- ك- كب. [4] بى: سر- د- ن،- اگر بر (ظ: سر) مته- ط،- اگر ديگ سنگى سر برمه- آ،- اكر ديك سنگى بر مه سرخ الخ- ق،- بجاى: «اگر سر برمه»- «هر چه»- كب،- بر سه ديگ سنگى- حاشيه م. [5] ليكن ديگ سنگى نه چنين- ح م،- ليكن به خير- ه. [6] بيرون و اندرون- ه،- اندرون وى- ط- ه- د- ن- خ كب- ظ. [7] بود و برون از آنچه- د،- بود و بيرون از آنچه- ط- ن،- بود و برون از آنكه- آ. [8] بمشكى- ط- د- ن. [9] بى: وى- ط- د- ن. [10] اندرون بيرون بجنبان- ه. [11] گرم شود- كب. [12] بلكه هموار بود آتش اندر وى و چون هموار بود همان- م- ك- ط- د- ن. [13] بى: از- ق- آ- ه،- همان بود كه اول بود از- ط- د،- همان كه اول بود از- ن. [14] او را- ه- ط- د- ن- كب. |
|